ارائه الگوی تعامل بین مذاهب در نظام اسلامی می بایست با روح صلابت و شهامت با عقلانیت و اعتدال باشد. ریاست محترم جامعه المصطفی(ص)
صفحه اصلی :: اخبار > برگزاری نشست علمی جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عقلانیت،همگرایی واحیاء تمدن اسلامی در نمایندگی گلستان


  چاپ        ارسال به دوست

برگزاری نشست علمی جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عقلانیت،همگرایی واحیاء تمدن اسلامی در نمایندگی گلستان

 نشست علمی جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عقلانیت، همگرایی و احیاء تمدن اسلامیبا حضور جمعی از دانش پژوهان و اساتید در سالن قدس نمایندگی گلستان توسط معاونت پژوهش بصورت حضوری و مجازی برگزار گردید.

به گزارش روابط عمومی المصطفی (ص) نمایندگی گلستان،  در ابتدای این نشست علمیدکترحاجیلری ضمن خوش آمد گویی به محضر اساتید و فرهیختگان به بیان مطالبی در خصوص جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عقلانیت، همگرایی و احیاء تمدن اسلامیپرداختند که به اهم سخنان ایشان می پردازیم:

  • یکی از مهم ترین مسائلی که از بدو خلقت بشر مورد توجه انبیاء عظام الهی بوده و از صدر اسلام به بعد نیز نبی مکرم اسلام (ص) و سپس ائمه معصومین علیهم السلام بر آن تأکید داشته اند، برادری و برابری، و یکپارچگی و وحدت امت اسلامی و شکوفایی جامعه بوده است.
  • از جمله مسائل کلیدی در وحدت امت اسلامی و تمدن‌سازی موضوع «نفی سبیل» است.
  • قرآن مجید در سوره نساء آیه ۱۴۱ می‌فرماید: «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً». یعنی : و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.
  • درواقع، جامعه اسلامی نه‌تنها نباید تحت سلطه جوامع مدنی و پیشرفته کفار قرار گیرد، بلکه باید قادر باشد از جهت مادی (البته در مسیری صحیح ) با آنها رقابت کرده و حتی آنها را از جهت مادی به تسلیم وادار کند و به نظر می‌رسد، همین تکلیف الهی به‌تنهایی کافی است تا مسلمانان به‌مثابه یک رسالت دینی به سمت تمدن‌سازی حرکت کنند.
  • آموزه های اسلامی به ویژه تعالیم قرآنی و سیره پیامبر که تجلی آن را   در مدینة النبی می توان جست، از جمله عقل گرایی، علم اندوزی، وحدت، برادری و برابری، فرهنگ سخت کوشی و قناعت و ساده زیستی، ایجاد نهاد سیاست و اقتصاد نقش بسزایی در حوزه تمدن سازی داشته است.
  • و با استفاده از این آموزه ها قطعا می‌توان با منطقی متفاوت و برگرفته از تعالیم اسلامی به سمت تمدن‌سازی حرکت کرد و جلوی ظهور جلوه‌های منفی و مخرب تمدن‌های سکولار اعم از مدرن و غیرمدرن را گرفت.

تعريف تمدن :

  • تمدن یک کلمه عربی است که ریشه آن «مُدُن» بوده و معنای آن پذیرش شهرنشینی، خو گرفتن به آداب و اخلاق همشهریان، پذیرش نظم و قانون و سایر شئون اجتماعی و همکاری افراد اجتماع با یکدیگر در امور مختلف اجتماعی و سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره است(لغتنامه دهخدا).
  • ویل دورانت یکی از دانشمندان بزرگ فرانسوی، در تعریف تمدن می گوید: «تمدن به شکل کلی آن عبارت است از نظمی اجتماعی که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکانپذیر می شود»
  • تمدن یک کلمه عربی است که ریشه آن «مُدُن» بوده و معنای آن پذیرش شهرنشینی، خو گرفتن به آداب و اخلاق همشهریان، پذیرش نظم و قانون و سایر شئون اجتماعی و همکاری افراد اجتماع با یکدیگر در امور مختلف اجتماعی و سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره است(لغتنامه دهخدا).
  • ویل دورانت یکی از دانشمندان بزرگ فرانسوی، در تعریف تمدن می گوید: «تمدن به شکل کلی آن عبارت است از نظمی اجتماعی که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکانپذیر می شود»

تعریف تمدن اسلامی

  • هجرت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پایه اصلی و اولیه ایجاد تمدن در تاریخ اسلام است.
  • تمدن اسلامی تمدن یک ملت یا نژاد خاص نیست، بلکه مقصود، تمدن ملتهای اسلامی است که عربها، ایرانیان، ترکها، افغانها و دیگران را شامل می شود (مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 191).
  • وجه اشتراک این اقوام دین رسمی یعنی اسلام و زبان علمی و ادبی یعنی عربی است(بررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی، بار تولد، ص7).
  • هجرت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پایه اصلی و اولیه ایجاد تمدن در تاریخ اسلام است.
  • تمدن اسلامی تمدن یک ملت یا نژاد خاص نیست، بلکه مقصود، تمدن ملتهای اسلامی است که عربها، ایرانیان، ترکها، افغانها و دیگران را شامل می شود (مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 191).
  • وجه اشتراک این اقوام دین رسمی یعنی اسلام و زبان علمی و ادبی یعنی عربی است(بررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی، بار تولد، ص7).
  • هجرت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پایه اصلی و اولیه ایجاد تمدن در تاریخ اسلام است.
  • تمدن اسلامی تمدن یک ملت یا نژاد خاص نیست، بلکه مقصود، تمدن ملتهای اسلامی است که عربها، ایرانیان، ترکها، افغانها و دیگران را شامل می شود (مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 191).
  • وجه اشتراک این اقوام دین رسمی یعنی اسلام و زبان علمی و ادبی یعنی عربی است(بررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی، بار تولد، ص7).

تفاوت‌های تمدن اسلامی با تمدن‌های سکولار

  • این تفاوت ها از 4 جهت قابل بررسی است
  • اول: از جهت طرز تفکر حاکم بر تمدن اسلامی که مبتنی‌بر جهان‌بینی اسلامی است و توصیف روشنی که از مبدأ تا معاد و سعادت و شقاوت انسان و از همه مهم‌تر، مسیر دستیابی به سعادت ارائه می‌کند؛
  • دوم: از جهت قانون و نظم حاکم بر جوامع مدنی که منبع بنیادی این قانون و نظم در تمدن اسلامی، برخلاف تمدن‌های سکولار و اومانیستی، شریعت اسلامی است.
  • سوم: از جهت نوع تلقی تمدن اسلامی نسبت‌به موضوع ترقی و پیشرفت است؛ درواقع، تمدن اسلامی ضمن همه‌جانبه دانستن پیشرفت و نهادینه ‌سازی عدالت در ساختار آن، روح حاکم بر پیشرفت را فرهنگ دینی قلمداد می‌کند؛
  • این روح (یعنی فرهنگ دینی) قادر است از تقابل هر یک از جنبه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیشرفت ، با فرهنگ جلوگیری کرده و از مادی‌زدگی، ماشین‌وارگی و هویت‌زدایی در تمدن و همچنین، از ورود جامعه اسلامی به ساحت دنیاپرستی و مفاسد ناشی از آن جلوگیری کند.
  • چهارم: از جهت مقاصدی است که براساس طرز تفکر حاکم بر تمدن اسلامی، باید مدّنظر جامعه اسلامی قرار گیرد.
  • درحقیقت، در مقاصد تمدن اسلامی، ضمن نفی اصالت دنیا و ترسیم حیات ابدی انسان پس از مرگ، جامعه اسلامی متمدن، به مسیر دستیابی به حیات اصیل و ابدی انسان تبدیل می‌شود.

عوامل ظهور بروز تمدن اسلامی

  • در بررسی علل و عوامل ظهور و گسترش تمدن اسلامی معمولاً صاحب نظران به تأثیر قرآن کریم و سنت و سیره رسول الله به عنوان عوامل فرهنگ ساز در تعلیم مسلمانان و هدایت آنها به سوی آموزه ها و مؤلفه های تمدن ساز تأکید کرده اند.
  • قرآن کریم پراز آموزه هایی مبنی بر تشویق به عقل گرایی، علم آموزی، فرهنگ تلاش و کوشش، وحدت و برادری، وحدت جهانی ، مبارزه با نژاد پرستی و اجتناب از اسراف و تبذیر می باشد.
  • پیامبر اسلام با تأسیس حکومت دینی خود در مدینة النبی ، آموزه های قرآنی را به کار بست و به تعلیم و تربیت مردانی پرداخت که بعداً نهضت علمی ترجمه را به وجود آوردند و زمینه تکامل فرهنگی و تمدنی را ،  با تمدن های بزرگ دنیای آن روز مانند تمدن ایران و یونان را فراهم آوردند و این همه در سایه تعالیم قرآن و سنت و سیره تمدن ساز رسول الله بود.

عوامل اساسی رشد و توسعه تمدن اسلامی

  • این عوامل عبارتند از :
  • 1- تشویق اسلام به علم                 
  • 2- آزاد اندیشی
  • 3- رعایت اخلاق و رفتار اسلامی     
  • 4- تعاون و همکاری
  • 5- وحدت و همگرایی 
  • 6- نهادهای تشکیل دهنده وتثبیت کننده تمدن اسلامی

که در ادامه به شرح هر کدام میپردازیم :

1- تشویق اسلام به علم

  • توصیه و تشویق مؤکدی که اسلام در توجه به علم و علما می کرد، از اسباب عمده آشنایی مسلمین با فرهنگ و دانش انسانی و در نتیجه رشد و توسعه تمدن اسلامی گردید.
  • احادیث فراوانی از پیامبر گرامی اسلام در منزلت علم و دانش و لزوم توجه به آن وجود دارد.
  • پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «دانش اندوزی بر هر زن و مرد مسلمان واجب و فریضه است»(بحارالانوار، مجلسی، ج 1، ص 177).

2- آزاد اندیشی

  • یکی از علل سرعت پیشرفت مسلمین در علوم ، این بوده که درکسب علوم و فنون و صنایع و هنرها تعصب نمی ‏ورزیدند و علم را در هر نقطه و نزد هر کس می ‏یافتند از آن بهره‏ گیری می ‏کردند.
  • رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همانا دانش راستین،گمشده مؤمن است هر جا آن را بیابد خودش به آن سزاوارتر است». (بحارالانوار، مجلسی، ج 2 ، ص 99)
  • حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه فرموده است: «دانش راستین گمشده مؤمن است پس آن را فراگیر و بیاموز ولو از مردم منافق.» (نهج البلاغه، حکمت 80).

3- رعایت اخلاق و رفتار اسلامی

  • اینکه پیامبر مکرم اسلام ، بعثت خود را برای اتمام مکارم اخلاق و فضایل آن یاد می کند، نشان دهـنده اهـمیت ویژه اخلاق و رفتار است.
  •  نخستین اقدام سودمند پیامبر (ص) پس از ورود به مدینه، بستن پیمان دوستی میان مسلمانان مکه و مدینه بود.
  • عقد برادری میان مهاجرین و انصار، نخستین شالوده اتحاد مسلمانان بود که توسط پیامبر مکرم اسلام طرح شد و زمینه تمدن اسلامی را رقم زد.

4- تعاون و همکاری

  • یکی از عوامل رشد تمدن اسلامی تعاون و همکاری است.
  •  تعاون در کارهای خیر از جمله سفارشهای قرآن کریم است که می فرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ» «و باید با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید نه بر گناه و ستمکاری.» (مائده:2)
  • پیامبر مکرم اسلام روحیه همکاری را در بین جامعه، یکپارچه زنده کرد.
  • مسلمانان با کمک یکدیگر مسجد ساختند، خندق کندند، یا برخی (انصار) درب خانه های خود را به روی گروهی دیگر (مهاجران) گشودند.

5- وحدت و همگرایی

  • قرآن کریم در آیات متعددی، مسلمانان را به اتحاد دعوت نموده و با محور قرار دادن توحید، همه را به ارتباط با خدا ، وچنگ زدن به ریسمان محکم الهی فرا خوانده است آنجا که می فرماید: «وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ الله جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُواْ». «و همگی به ریسمان (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرّق نروید» (آل عمران:103)
  •  پیامبر وحدت و همگرایی را با زیباترین نحوممکن تحقق بخشید و از اجتماع دینی ، بنام امت یاد می کرد که از هر گونه رنگ و بوی ملی، نژادی، قومی و قبیله ای عاری است. لذا آن حضرت بدینوسیله امت واحده تشکیل داد.

6- نهادهای تشکیل دهنده و تثبیت کننده تمدن اسلامی

  • هر تمدنی که درعرصه جوامع مختلف شکل می گیرد، متشکل از نهادهایی است که اسلوب کلی و چارچوب استقرارآن تمدن را تشکیل می دهد.
  • تمدن اسلامی دارای نهادهایی بوده است که ستون های خیمه این تمدن بوده است.
  • مهمترین نهادهایی که می توان از آنها نام برد چنین است:
  • الف: نهادهای حکومتی ( شامل: دیوان خراج یا استیفا - دیوان برید یا اطلاع رسانی - دیوان انشاء یا رسائل - دیوان جیش یا جند - دیوان مظالم)
  • ب : مراکز علمی (شامل : مسجد - بیت الحکمه - مدارس نظامیه یا مراکز علمی و دانشگاهی)

عناصر تشکیل دهنده تمدن

  • 1- علم:
  • علم یکی از اساسی ترین رکن و لایه شکل گیری تمدن است که در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است، و در قرآن تأکید زیادی بر آن شده است: «قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُون»( زمر، 9)؛ آیا کسانی که می ‏دانند با کسانی که نمی ‏دانند یکسانند؟ در روایات نیز تأکیدات فراوانی بر این موضوع دیده می شود.
  • امام علی (ع) می فرماید: «ای مردم بدانید که دین هنگامی کامل و درست است که علم بیاموزید و علم خود را بکار ببندید. آگاه باشید تحصیل علم واجب تر است از تحصیل مال (کلینی، اصول کافی. ج 1. باب اول. ح 4). علم بهتر است یا ثروت ؟؟؟
  • 2- نظم:
  • نظم یعنی آراستگی و قرار گرفتن هر چیزی در جای مناسب خود، به طوری که پیوستگی و هماهنگی ایجاد شده، و مجموعه ای را به سوی هدف مشترک سوق می دهد.
  • همه پیامبران ازآغاز تا خاتم انبیاء(ص) برای ایجاد نظم اجتماعی، قوانین فردی و اجتماعی زیادی را بیان نموده اند. قوانینی که وظایف انسان ها را در قبال خود، خانواده، جامعه، همنوعان، محیط زندگی و حاکمان بیان کرده است که این مسائل نیز از اهمیت بسزایی در تشکیل تمدن برخوردار است.
  • 3- وحدت، تعاون و همکاری:
  • این عنصر در پیشرفت تمدن ها نقش عظیمی را ایفا کرده است، به گونه ای که اگر همکاری انسان ها را منتفی بدانیم، جوامع از هم گسیخته و به بدویت منتهی خواهند شد.
  • مدنیت و تمدن در سایه اجتماع و جمعیتِ پایبند به قانون محقق می شود و تفرقه از عناصر بدویت است.
  • قرآن به صراحت به وحدت و یکدلی و اطاعت از حاکمان الهی فرا می خواند و در سایه آن مردم را از پراکندگی نهی می کند   تا به پیشرفت و تعالی برسند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»( آل عمران، 113)؛ و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید!
  • 4- امنیت:
  • به معنای آرامش و احساس راحتی است که در سایه حکومت و دولت و قانون و نظم حاصل می شود و تا این عنصر حاصل نگردد،  بوجود آمدن تمدن ممکن نخواهد شد.
  • آیات قرآن درباره امنیت اقتصادی و مالی و جانی، نظیر آیات قصاص، سرقت و آیات مربوط به حفظ آبرو و ناموس مؤمنان، قوانین محکمی هستند که تضمین کننده امنیت اجتماعی اند.
  •  قرآن کریم در کنار عوامل فوق به عوامل دیگری مانند رفاه نسبی و نگرش فراقومی، اخلاق، صبوری، حلم و... که در شکل گیری تمدن مؤثر می باشند ، نیز اشاره نموده است
  • با توجه به عوامل فوق می توان گفت بدون تحقق  این عناصر نمی توان تمدنی را انتظار داشت و هرکسی که اندک مطالعه ای در دین اسلام داشته باشد می داند که دین اسلام چه در قرآن و چه در روایات و سیره معصومان تأکیدات فراوانی بر عناصر تمدن ساز شده است، به نحوی که هیچ دینی را نمی توان یافت که این همه تأکید بر عناصر فوق داشته باشد.
  • «با نگاهی گذرا به منابع تفکر اسلامی، یعنی قرآن کریم و حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) می توان دریافت که خداوند و اولیاء او، پیوسته، نه فقط مؤمنان، بلکه کافران و مشرکان و حتی پیروان دیگر ادیان را برخردمندی و بکار گیری عقل دعوت می کند، تا بدانجا که خداوند نه تنها از مؤمنان خواهان ایمان کورکورانه نیست، بلکه توحید، یعنی بنیان ایمان را حاصل تعقل و علم ورزی می دانند»(ولایتی، 1382).
  • 5- جهان شمولی تمدّن اسلامی
  • 1- کوتاه شدن دست ابرقدرت ها و جنایتکاران تاریخ از سر مظلومان جهان(صحیفه امام، ج 21: 403) ؛
  • 2- رها شدن بشر از تمام اغلال و بردگی ها(همان، 369) ؛
  • 3- رهایی انسان از شر شیاطین و طاغوت ها و رساندن جهان به قسط وعدل وسپردن حکومت بدست اولیاء الله(همان، 395)
  • 4- برقراری وحدت میان مسلمانان و بلکه تمامی انسانها (همان، 396).
  • حضرت امام برای توصیف چنین حکومتی از تعابیری مثل حکومت عدل(همان، 397) ، حکومت اسلامی (همان، 395)،
  • وحکومت حق ( همان، 407) بهره گرفتند.

عوامل  از هم پاشیدگی تمدن اسلامی

  • به طور کلی مهمترین علل و عوامل انحطاط تمدن اسلامی از منظر متفکرین نهضت احیای تمدن اسلامی و به ویژه امام خمینی را می توان در موارد زیر بررسی کرد:
  • 1- انحراف از اسلام
  • 2- حاکمیت حکومت گران مستبد
  • 3-فاصله گرفتن از ارزشها و معیارهای انسانی و قرآنی
  • 4- زوال فضایل اخلاقی و انسانی(اسراء، آیه 16)
  • 5- تفرقه و اختلاف داخل ممالک اسلامی
  • 6- غفلت مسلمین و خود باختگی دولتهای اسلامی 
  • 7- عدم رشد حکومت ها و انفعالی بودن آنها
  • 8- ضعف مدیریت و وابستگی
  • 9- فقر و بدبختی با وجود ذخایر بسیار
  • 10- نقشه های استعماری
  • 11- عدم تفاهم بین دول مسلمان
  • 12- حاکمیت طاغوت یا طواغیت
  • اینها سنگ بنای انحطاط مسلمانان در همه زمینه های اجتماعی-سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و دینی در ادوار مختلف را فراهم می آورد.

لذاجمهوری اسلامی ایران میتواند به عنوان ام القری جهان اسلام با به کارگیری مؤلفه های الهی -عقلانی، برگرفته از آموزه ها به ویژه مکتب فقه اصولی، نقش و جایگاه اصلی را در جهت احیای تمدن اسلامی ایفا نماید.

 

 


١٢:١٧ - پنج شنبه ٢٧ آذر ١٣٩٩    /    شماره : ١١٤٩٣٩    /    تعداد نمایش : ٥٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




شماره تماس : 01732436254